أيلول/سبتمبر 05, 2026

روستاههاى رود سليج از عدم وجود شبكه آب آشاميدنى عمومى محروم هستند .

رود سليچ يا قفاص ( حكومتهاى متوالى در ايران نام آن را به بهمنشير تغيير داده اند ) با هشتاد (80)كيلومتر طول، از مهتمترين رودهاى أحواز بشمار ميرود كه از رود كارون انشعاب يافته و با گذراندن از جزيره عبادان تا خليج عربي مساحتهاي بزرگي از زمينهاي حاصلخيز كشاورزي را در مسير خود بوشش مى دهد.

آب گوارا  و زمينهاي حاصلخيزى كه در كرانه هاى اين رود از بدو انشعاب آن در شهر محمره و دقيقا ازروستاى خمبة  تا آبريزش در خليج عربى علاوه بر كارآياي و قابليتهاى بسيارش در كنار حاصلخيزى زمينهاى اطراف آن كه براى كشاورزى مهمترين محصولات از جمله گندم و برنج و خرما و سبزيجات زمستانى و تابسانى دارد ، عامل اساسى در شكل گيرى دهها روستاى أحوازى در كرانه هاى آن از هزاران سال پيش بوده است .

وجود روستاهايي نظير الحفار ، المعمره ، الفياضي، المهيوب ، السونج، الطره ، بيت مدن ، بيت بخاخ( بيت قديم ) ، القفاص ، الملاكة، الخضر ، الصداويه ، المقطبة، الجويبده، السليج ، ، التنكا و السادات در كرانه اين رود و كشاورزى از سوى ساكنان آنها بصورت گسترده اى باعث رونق محصولات كشاورزى در بازارهاى أحواز شده اند ، اما حكومت ايران با سياستهاى تبعيضى و در راستاى تغيير  ديموگرافى مناطق عرب نشين بصورت مستقيم و غير مستقيم از رسيدگى به اين روستاها چشم پوشى كرده كه اين موضوع با همه قوانين بين المللى كه تبعيض نژادى و دشمنى بر ضد ساكنان اصلى كه سرمنشاء پاكسازى نژادى و كوچ اجبارى ميباشد ، را دنبال ميكند متناقض است.

موارد محروميت اين روستاها عبارتند از : 

١- كاهش دادن آب اين رودخانه و جلوگيرى از كشاورزى كشاورزان عرب با هدف كوچ اجبارى آنها از اين روستاها .

٢-عدم وجود شبكه آب آشاميدنى در اين روستاها با وجود مجاورت آنها در كنار اين رود . 

٣- سهل انگارى و چشم پوشى متعمد حكومت ايران در جلوگيرى از آلودگى محيط زيست در بستر و اطراف رود كارون و رود السليچ ، لازم به يادآورى است كه اين آلودگى از پس آبهاى شركتهاى كشت و صنعت نيشكر(پروژه سياسي)  و فاضلابهاو زباله هاى بيمارستانها و كارخانه ها مى باشد .

٤- بالا رفتن درصد املاح آب اين رودها نتيجه مد خليج در آن  و نابودى كشاورزى و نخلستانها.

٥-عدم برخوردارى ساكنان اين روستاها از كمترين امكانات زندگى از جمله مراكز بهداشتى ( بيمارستان يا درمانگاه ) كه نتيجه آن عزيمت و سفر مردم اين روستاها به شهرهاى عبادان و أحواز جهت درمان مىباشد .

٦- عدم ساخت مدارس و مراكز آموزشى براى همه دوره هاى اموزشى و تعليمى كه باعث عقب ماندگى فرهنگى و آموزشى شده كه در نتيجه آن ترك تحصيل اكثر دختران و پسران آن مناطق شده است .و آن نيز به جهت : 

الف: عدم تمكن مالى خانوادها جهت پرداخت هزينه هاى آموزشى جهت رفت و امد كودكانشان به شهرها .

ب: دورى و بعد مسافت مدارس راهنمايى و دبيرستان كه در عبادان قرار دارند.

ج : عدم وجود وسايل نقليه براى دانش آموزان .

ث: عدم تدريس زبان مادرى ( عربى ) و آموزش يك زبان بيگانه ( فارسى ) در مدارس.

 

سازمان أحوازي حقوق بشر

 

٢٥/٠٢/٢٠١٣

قيم الموضوع
(0 أصوات)
آخر تعديل في الأربعاء, 27 شباط/فبراير 2013 10:43