رود سليچ يا قفاص ( حكومتهاى متوالى در ايران نام آن را به بهمنشير تغيير داده اند ) با هشتاد (80)كيلومتر طول، از مهتمترين رودهاى أحواز بشمار ميرود كه از رود كارون انشعاب يافته و با گذراندن از جزيره عبادان تا خليج عربي مساحتهاي بزرگي از زمينهاي حاصلخيز كشاورزي را در مسير خود بوشش مى دهد.
آب گوارا و زمينهاي حاصلخيزى كه در كرانه هاى اين رود از بدو انشعاب آن در شهر محمره و دقيقا ازروستاى خمبة تا آبريزش در خليج عربى علاوه بر كارآياي و قابليتهاى بسيارش در كنار حاصلخيزى زمينهاى اطراف آن كه براى كشاورزى مهمترين محصولات از جمله گندم و برنج و خرما و سبزيجات زمستانى و تابسانى دارد ، عامل اساسى در شكل گيرى دهها روستاى أحوازى در كرانه هاى آن از هزاران سال پيش بوده است .
وجود روستاهايي نظير الحفار ، المعمره ، الفياضي، المهيوب ، السونج، الطره ، بيت مدن ، بيت بخاخ( بيت قديم ) ، القفاص ، الملاكة، الخضر ، الصداويه ، المقطبة، الجويبده، السليج ، ، التنكا و السادات در كرانه اين رود و كشاورزى از سوى ساكنان آنها بصورت گسترده اى باعث رونق محصولات كشاورزى در بازارهاى أحواز شده اند ، اما حكومت ايران با سياستهاى تبعيضى و در راستاى تغيير ديموگرافى مناطق عرب نشين بصورت مستقيم و غير مستقيم از رسيدگى به اين روستاها چشم پوشى كرده كه اين موضوع با همه قوانين بين المللى كه تبعيض نژادى و دشمنى بر ضد ساكنان اصلى كه سرمنشاء پاكسازى نژادى و كوچ اجبارى ميباشد ، را دنبال ميكند متناقض است.
موارد محروميت اين روستاها عبارتند از :
١- كاهش دادن آب اين رودخانه و جلوگيرى از كشاورزى كشاورزان عرب با هدف كوچ اجبارى آنها از اين روستاها .
٢-عدم وجود شبكه آب آشاميدنى در اين روستاها با وجود مجاورت آنها در كنار اين رود .
٣- سهل انگارى و چشم پوشى متعمد حكومت ايران در جلوگيرى از آلودگى محيط زيست در بستر و اطراف رود كارون و رود السليچ ، لازم به يادآورى است كه اين آلودگى از پس آبهاى شركتهاى كشت و صنعت نيشكر(پروژه سياسي) و فاضلابهاو زباله هاى بيمارستانها و كارخانه ها مى باشد .
٤- بالا رفتن درصد املاح آب اين رودها نتيجه مد خليج در آن و نابودى كشاورزى و نخلستانها.
٥-عدم برخوردارى ساكنان اين روستاها از كمترين امكانات زندگى از جمله مراكز بهداشتى ( بيمارستان يا درمانگاه ) كه نتيجه آن عزيمت و سفر مردم اين روستاها به شهرهاى عبادان و أحواز جهت درمان مىباشد .
٦- عدم ساخت مدارس و مراكز آموزشى براى همه دوره هاى اموزشى و تعليمى كه باعث عقب ماندگى فرهنگى و آموزشى شده كه در نتيجه آن ترك تحصيل اكثر دختران و پسران آن مناطق شده است .و آن نيز به جهت :
الف: عدم تمكن مالى خانوادها جهت پرداخت هزينه هاى آموزشى جهت رفت و امد كودكانشان به شهرها .
ب: دورى و بعد مسافت مدارس راهنمايى و دبيرستان كه در عبادان قرار دارند.
ج : عدم وجود وسايل نقليه براى دانش آموزان .
ث: عدم تدريس زبان مادرى ( عربى ) و آموزش يك زبان بيگانه ( فارسى ) در مدارس.










سازمان أحوازي حقوق بشر
٢٥/٠٢/٢٠١٣